|
پیام تسلیت
ایام شهادت سید و سالار شهیدان حضرت امام حسین(علیه السلام) و یاران باوفایش تسلیت باد.
لینک مطلب .:.
|
نوشته شده توسط شقایق و سعید در جمعه بیست و هشتم دی 1386 و ساعت |
|
غمهايتان همچون امروز کوتاه و شاديهايتان همچون امشب بلند باشد
نوشته شده توسط شقایق و سعید در جمعه سی ام آذر 1386 و ساعت |
|
تقدیم به شقایق دختر تنهای غروب
نوشته شده توسط سعید در یکشنبه هفتم مرداد 1386 و ساعت |
|
خوش به حال عروسکا تو دنیاشون غم ندارن
| خوش به حال عروسکا تو دنیاشون غم ندارن . عروسکا تو دنیاشون مهر و وفا کم ندارن
خوش به حال عروسکا تو دنیاشون جنگ ندارن . اونا تو خواب شبشون شمشیر و تفنگ ندارن
خوش به حال عروسکا اونا محبت بلدن . اگه کسی حقشو خواسیت تو دهنش نمی زنن
خوش به حال عروسکا چون شبا کابوس ندارن . دنیای اونا روشنه واسه همین فانوس ندارن
خوش به حال عروسکا اونا با گل ها اشنان . اینقدر دلشون صافه که دوست خود پرنده هان
خوش به حال عروسکا یه دنیای ساده دارن . شبا با یه خیال خوش چشما رو روهم می ذارن
خوش به حال عروسکا الکی مجازات ندارن . واسه یه خطای کوچیک کلی مکافات ندارن
خوش به حال عروسکا اخه اونا خیلی خوبن . اگه کسی اشتباه کرد بازم باهاش مهربونن
خوش به حال عروسکا دروغ و دلنگ ندارن . اونا دورویی ندارن فریب و نیرنگ ندارن
خوش به حال عروسکا چون خدا دوستشون داره . واسه مجازات اونا هیچوقت عذاب نمی یاره
خوش به حال عروسکا اره خوشا به حالشون . کاشکی ما رو راه می دادن یه لحظه توی دنیاشون
لینک مطلب .:.
|
نوشته شده توسط شقایق و سعید در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386 و ساعت |
|
دوستت دارم
نوشته شده توسط شقایق و سعید در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386 و ساعت |
|
عشق
نوشته شده توسط شقایق و سعید در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386 و ساعت |
|
|
جغد که هو هو مي زنه
دلا از غصه سياست
اخه پس خونه ي خورشيد کجاست ؟
قفله بازش مي کنيم قهره نازش مي کنيم مي کشيم منتشو مي خريم همتشو
ديگه دي مثل قديم عاشق و شيدا نمي شه
تو کتابم ديگه اون جور چيزا پيدا نمي شه
دنيا زندون شده
نه عشق ، نه اميد ، نه شور
برهوتي شده دنيا که تا چشم کار مي کنه
مرده ست و گور
نه اميدي ، چه اميدي ؟ به خدا حيف اميد !
نه چراغي ، چه چراغي ؟ چيز خوبي مي شه ديد ؟
نه سلامي ، چه سلامي ؟ همه خون تشنه ي هم !
نه نشاطي ، چه نشاطي ؟ مگه راهش مي ده غم ؟
حالا ما دوست داريم :
غم بره گريه کنون خونه ي غم جا بمونه ....
بايد تلاش کنيم مگر نه ديگه نمي نونيم مهربوني رو چگونه بايد نوشت .
بگو در دلت را به من ، كه سكوت شبانه مرا ديوانه كرده است.
بگو درد دلت را به من، كه آسمان بی ستاره مرا دلتنگ كرده است.
بگو درد دلت را به من ، كه شبهای بی مهتاب مرا غمگين كرده است.
بگو درد دلت را به من ، كه غروب آتشين مرا دلگير كرده است.
بگو درد دلت را به من ، كه آواز قناری مرا عاشق كرده است.
بگو درد دلت را به من ، كه چهره خورشيد مرا وابسته كرده است.
بگو درد دلت را به من، كه شراب عشق مرا مست كرده است.
بگو درد دلت را به من ، كه ليلی عاشق مرا مجنون كرده است.
بگو درد دلت را به من ، كه خدايم مرا شرمنده كرده است.
بگو درد دلت را به من، كه دلم مرا گوشه گير كرده است.
بگو درد دلت را به من ، كه دنيای عاشقی مرا سر به زير كرده است.
بگو هر چه دل تنگت خواست بگو! بگو از زندگی ، از دنيا ، از چشمان پر از مهرت بگو!
بگو كه بغض گلويم چشمان خسته ام را بارانی كرده است.

لینک مطلب .:.
|
نوشته شده توسط شقایق و سعید در دوشنبه چهارم تیر 1386 و ساعت |
|
زندگی بی غم نمیشه
نوشته شده توسط شقایق و سعید در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386 و ساعت |
|
روزی دل من که تهی بود و غریب از شهر سکوت به دیار تو رسید در شهر صدا که پر از زمزمه بود تنها دل من قصه ی مهر تو شنید چشم تو مرا به شب خاطره برد در سینه دلم از تو و یاد تو تپید در سینه ی سردم ، این شهر سکوت دیوار سکوت به صدای تو شکست شد شهر هیاهو ، این سینه ی من فریاد دلم به لبانم بنشست خورشید منی ، منم آن بوته ی دشت من زنده ام از نور تو ای چشمه ی نور دریای منی ، منم آن قایق خرد با خود تو مرا می بری تا ساحل دور کنون تو مرا همه شوری و صدا کنون تو مرا همه نوری و امید در باغ دلم بنشین بار دگر ای پیکر تو ، چو گل یاس سپید
لینک مطلب .:.
|
نوشته شده توسط شقایق و سعید در سه شنبه یکم خرداد 1386 و ساعت |
|
تقدیم به بهترینم
نوشته شده توسط شقایق و سعید در جمعه هفتم اردیبهشت 1386 و ساعت |